سيد على اكبر برقعى قمى
125
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
رضى موسوى شيعى نقيب اشراف صاحب مناقب و اوصاف نيكو و صاحب ديوان شعر است آنگاه كلام ثعالبى در يتيمة الدهر را نقل نموده است . مؤلف روضات الجنات گويد لم يبصر بمثله الى الان عين الزمان فى ما يطلبه انسان العين من عين الانسان و سبحان الذى ورثه غير العصمة و الامامة ما اراد من قبل اجداده الامجاد و جعله حجة على قاطبة البشر فى يوم الميعاد و امره فى الثقة و الجلالة اشهر من ان يذكر يعنى تا كنون ديده روزگار مانند او را نديده در همه چيزى كه مردمك چشم از شخص انسان خواستار است منزه است خدائى كه او را هر چه خواست از قبيل اجداد امجادش داد به غير از عصمت و امامت و او را بر تمام بشر در روز رستاخيز حجت گرفت و شأنش در ثقة و جلالت مشهورتر است از اينكه مذكور گردد . وفات شريف رضى و مدفنش شريف رضى بامدادان روز يكشنبه ششم محرم از سال 406 جهان را بدرود گفت و عشاق فضيلت و شيفتگان علم و ادب را ماتمدار نمود ابو الحسن نحوى گفت روزى بر شريف مرتضى وارد شدم و در آن روز ابياتى را نظم كرده بود كه بحر شعر او را از پايان بردن اشعار بازداشته بود مرا گفت اين اشعار را بگير و آن را ببرادرم شريف رضى برسان و بگو آن را تمام كند و اشعار اين بود . سرى طيف سعدى طارقا فاستفزنى * هوينا و صحبى بالفلاة رقود فقلت لعينى عاودى النوم و اهجعى * لعل خيالا طارقا سيعود من آن ابيات را بر گرفتم و بنزد شريف رضى بردم و بعرضش رساندم بالبديهه گفت : رددت جوابا و الدموع بوارد * و قد آن للشمل المشت ورود فهيهات من لقيا حبيب تعرضت * لنا دون لقياه مهامة بيد من آن را برگرفتم و بنزد شريف مرتضى بردم همين كه آن اشعار را